۱۳۸۸ فروردین ۱۷, دوشنبه

چترها را باید بست،
زیر باران باید رفت.
فکر را ، خاطره را ، زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت.
دوست را ، زیر باران باید دید.
....
:)

(از سهراب)

۶ نظر:

  1. نظري درباره اين شعر ندارم!

    پاسخ دادنحذف
  2. هوم... لابد حسش نکردی تا حالا...
    یه جور خوبیه...
    و حتی عمیق تر از گفتنش...

    پاسخ دادنحذف
  3. بارون گاهی آدمو میشوره... حسابی هم میشوره...
    بعد حس میکنی تازه شدی...

    پاسخ دادنحذف
  4. حس خوبی بود...
    خیلی!
    آن روزها چقدر سهراب میخوندم...رساله ام شده بود این شعرها

    پاسخ دادنحذف